سعی دارم تا در هر روز بیوگرافی و آثار مربوط به یک معمار نامدار رو جمع آوری و در این محل به عرضه بگذارم. برای شروع اول از معمار بزرگ اسپانیایی "سانتاگو کالاتراوا" شروع میکنم چون خودم کارهاشو خیلی دوست دارم. همه ی کارهاش فوق العاده هستن.
سانتیاگو کالاتراوا

موفقیت سانتیاگو کالاتراوا به خاطر این است که هنر و واقع بینی را با هم در کارهایش رعایت می کند و در عین حال که به زیبایی یک اثر نگاه می کند به سازه ی آن نیز اهمیت می دهد و فکر می کنم تفاوت کالاتراوا با معماران دیگر در این است که روی سازه ی ساختمان بیشتر توجه کرده که باعث می شود آثاری فوق العاده با سازه ای تماشایی بوجود آورد و در واقع هنر معماری،مهندسی و سازه را تواما در کارهایش بکار می گیرد و در نهایت یک اثر زیبا از نظر معماری و سازه ای متنوع و پیچیده ایجاد می کند.
زندگی نامه کالاتراوا :
سانتیاگو کالاتراوا معمار ، هنرمند و مهندس سازه در ۲۸ ژولای ۱۹۵۱ در حومه شهر والنسیا در کشور اسپانیا متولد شد. کالاتراوا دوران ابتدایی و راهنمایی را در والنسیا گذراند و در ۸ سالگی به مدرسه هنر و صنعت وارد شد در آنجا آموزشهای رسمی فرمی کشیدن و نقاشی کردن را یاد گرفت.به محض به پایان رساندن دوره ی متوسطه در والنسیا به قصد نام نویسی در رشته بوم شناسی به پاریس رفت اما به زودی فهمید که علاقه ای به آن ندارد او به والنسیا باز گشت ودر دانشکده تکنیکهای ساختمانی والنسیا ثبت نام کردو تحقیقات و تالیف هایی نیز در این دانشکده داشت.پس از پایان تحصیلات معماری در 1975 برای تحصیل در رشته ی مهندسی عمران وارد موسسه فنی فدراسیون در زوریخ شد. در ۱۹۸۱ پس از اتمام تز دکترای رشته مهندسی سازه تحت عنوان «چین خوردگی قابهای سه بعدی» فعالیتهای معماری و مهندسی خود را آغاز کرد.
پس از به پایان رساندن تحصیلاتش او شروع به پذیرفتن پروژه های کوچک مانند طراحی سقف برای کتابخانه ها یا بالکن برای اقامتگاه های خصوصی کرد. اولین پیشنهاد موفقیت آمیز او در سال ۱۹۸۳ طراحی و ساخت راه آهن در زوریخ شهری که او اولین دفتر خود را در آنجا تاسیس کرد بود.
کالاتروا این بومی اهل والنسیای اسپانیا ،کسی است که با گذشته غنی معماری قرون وسطی ای که به او به ارث رسیده ، در واقع آموزاننده رسمی آن دوران می باشد . او در زمان نوجوانی وقتی که اسپانیا در دیکتاتوری به سر می برد برای آسایش از محدودیت سفر کرد و این مسئله به او اجازه داد که مطالعاتش را در پاریس و سوئیس همچون یک بورسیه ادامه دهد . او فوق لیسانس و دکتری خود را از ETH زوریخ دریافت کرد.
در ۱۹۸۴ کالاتراوا طراحی و ساخت پل باخ درودا در بارسلونا را شروع کرد. این سرآغازی برای پروژه های پلها بود که او را به شهرتی جهانی رساند از جمله شاهکارهای او در پل سازی ، پل زیبای آلامیلو در سال ۱۹۹۲ و پل بیلبائو در سال ۱۹۹۷ و پل آلامدا در سال ۱۹۹۵ می باشد .
پل باخ درودا در بارسلونا

پل آلامیلو در اسپانیا

پل بیلبائو
تاسیس دومین دفتر وی در پاریس در سال ۱۹۸۹ همزمان با طراحی ایستگاه فرودگاه لیون بود که در سال ۱۹۹۴ تکمیل و به بهره برداری رسید دفتر او در والنسیا در سال ۱۹۹۱ با شروع کار برروی شهرک علم و هنر که یک مجموعه کامل فرهنگی است تاسیس شد.
فرودگاه لیون

شهرک علوم فنون
سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی 20 سال گذشته ، وی بیش از 65000 اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است . [ یعنی به طور متوسط روزی 9 شیت طراحی می کرده !! اونم طرح هایی که بدرد آرشیو شدن می خورده !آخر پشتکار و فعالیت ! ]
اسکیس و طراحی کالاتراوا
کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود ۲۰۰ اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .
کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .
بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .
اسکیسهای اولیه کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی گذارد .
همچنین کالاتراوا چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند . شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می یابد.
تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است .

کالاتراوا خود را یک طراح نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .
میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند . تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند .


طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.
طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.
کالا تراوا می گوید: گاهی ترکیب های هنری ساده ایجاد می کنم که اگر دوست دارید نام ان را مجسمه بگذارید.
او قبل از ارایه طرح معماری اول مجسمه ای از ان می سازد. او اعتقاد دارد هنر قرن بیستم به ندرت تحت تاثیر مارکسیست قرار گرفته است و معمار هنگام ساخت و ساز احساس ازادی بیشتری می کند. در اصل معمار ریس است و مهندس سازه برای او کار می کند. این معمار رهرو معماران بزرگی چون:نروی-میلارت-تروجا-کاندلا می باشد تا تعادلی بین معیار عملی کار و سرعت در شکل دهی به سازه های جدید باشد. وی مهندسی را هنر امکان پذیر می داند وشکل های جدید را بر اساس دانش فنی که هنوز تکنیکی نشده است جستجو می کند.
یکی دیگر از ویرگی های کارهای کالاتراوا استفاده از عنصر حرکت می باشد که همین علاقه باعث ساخت عناصری از معماری است که باز گوی حس حرکت می باشد .از جمله پل ها و ایستگاه های مترو…
او از اشکال چشم و ابرو در کارهایش به وفور استفاده می کند.و اعتقاد دارد چشم ابزار اصلی معمار است و بر این امر تاکید دارد که به منظور طراحی های شهری باید از سایت استفاده ی بهینه کرد. مثلا برای طراحی ایستگاه هوفن از دایناسور و در ساتولاس از چشم ایده گرفته است.
جوایز اعطا شده به کالاتراوا :
در سال 2004
دکترای افتخاری انستیتو تکنولوژی اسرائیل جایزه طلای دانشگاه معماری شیکاکو
در سال 2003
جایزه طلای دانشگاه سن کارلوس شهر والنسیا جایزه طلای دانشگاه مماری پاریس
در سال 2002
انتخاب بعنوان بهترین طرح برای طراحی و ساخت موزه هنرهای میلواکی توسط مجله Time
اعطای مدال The sir misha black از کالج سلطنتی هنر لندن
جایزه بهترین طراح برای پروژه موزه هنر میلواکی توسط انجمن مهندسین ساختمان ایالات متحده
جایزه لئوناردو داوینچی از SEFI بخاطر کمک برجسته وی به آموزش مهندسی بین المللی
در سال 2001
جایزه Exitos 2000 بخاطر بهترین کار معماری برای موزه علوم والنسیا
جایزه بهترین طرح بخاطر طراحی موزه تاریخ طبیعی امریکا در نیویورک
جایزه اروپا برای طراحی سازه فولادی پل اروپا بر روی رودخانه Loire فرانسه
در سال 2000
دکترای افتخاری معماری از ایتالیا
مهمان افتخاری دولت در شهر مکزیکو سیتی
جایزه2000 Algur بخاطر بهترین طرح هنری برای مدرسه هنر Meadows شهر دالاس
جایزه طلا از Circulo de Bellas Artes والنسیا
و تعداد متعددی جوائز و مدارک از سازمانها و موسسات و دانشگاههای بین المللی بخاطر طرحهای بی نظیر وی
معمار اسپانیائی سانتیاگو کالاتراوا که سازه های شعرگونه اش از موزه هنر میلواکی تا استادیوم المپیک در آتن گسترده و متنوع است از طرف انجمن معماران امریکا روز دوم دسامبر سالجاری میلادی به عنوان برگزیده مدال طلای IAI انتخاب شد.
کالاتروا، معماری که علاوه بر معمار بودنش مهندس سازه نیز هست و شهرتش هم به دلیل پل هایش و هم بناهایش است، شصت و یکمین دریافت کننده مدال طلای AIA است که او را در زمره افرادی چون فرنک لوید رایت و لویی کان قرار می دهد. طرح توسعه سه ساله موزه میلواکی کالاتروا که ظاهری شبیه به سایه بان دارد و همانند پرهای پرنده باز می شود، بازدید کنندگان زیادی را از شیکاگو و اطراف آن به خود جذب کرده است.این طرح، اولین تجربه معماری او در آمریکاست که از مرکز بورس جهانی 2 بیلیون دلاری که معمار تصور می کرد، پیشی گرفته است. بخش خارج از زمین بنا شبیه پرنده ای عظیم الجثه است که در سطح فضای باز فرود آمده است.
کالاتروا پس از اعلام انتخاب شدن به وسیله AIA برای دریافت مدال طلا گفت: من تلاش خواهم کرد که در دوره استراحت و بازنشستگی زندگیم، شایسته این تقدیر باشم.دفتر اصلی او در زوریخ است که شعبه هایی نیز در نیویورک دارد.
مدال طلای AIA به کسانی تعلق می گیرد که تاثیر اساسی بر تئوری یا طرح های معماری گذاشته باشند و کالاتروا به حق در این گروه جای می گیرد، طوری که بناها و پل های او پیروان زیادی در سراسر دنیا پیدا کرده اند. چیزی که امروزه در مجموعه ای به نام کالاتروایزیشن طبقه بندی می شود! شصت ویکمین مدال AIA روز یازدهم فوریه سال 2005در موزه بین المللی واشنگتن دی.سی طی مراسمی به سانتیاگو کالاتراوا اهدا گردید . میلیون ها آمریکایی که بازی های المپیک تابستان گذشته را دنبال می کردند، سقف در حال پروازی را که کالاتروا طراحی کرده بود در استادیوم المپیک دیده اند، اما با این وجود شهروندان شیکاگو شانس بزرگی را برای تجربه جادوی معماری کالاتروا زمانیکه او از شرکت در مسابقه پل های عابر پیاده ساحلی شهر سر باز زد، از دست دادند.
معرفی آثار کالاتراوا
فهرست کارها به ترتیب تاریخ 2003-1979
مطالعات سیم های نگهدارنده پل، 1981-1979
پل ماشین روی آکتا- آلپین، دستنتیس، سوئیس، 1979
تالار اسکواش iba، برلین، آلمان، 1979
پل ماشین روی لتن، روزیخ، سوئیس، 1982
کارخانه اسکوزهاویت، دیلسکورف، سوئیس، 1982
پل راین، دیپولدسوآ، سوئیس، 1982
سایبان خانه تالبرگ، زوریخ، سوئیس، 1983-1983
انبار جکم، مونچولین، سوئیس، 1984-1983
انبار ارنستینگ، کوسفلد، آلمان، 1985-1983
سایبان بومهلف، زوریخ، سوئیس، 1984-1983
ایستگاه راه آهن استادل هوفن، زوریخ، سوئیس، 1990-1983
اداره پست روف کانویی، لوسرن، سوئیس، 1985-1983
خانه سنت فیدن استوپ،سنت گالن، سوئیس، 1985-1983
دبیرستان هولن، هولن، سوئیس، 1988-1983
تالار ایستگاه لوسرن، لوسرن، سوئیس، 1989-1983
مرکز اجتماع بارن مات، سوهر، سوئیس، 1988-1984
اداره دبی، سوهر، سوئیس، 1985-1984
پاویلون نمایشگاه د سد موبیل، زوریخ، سوئیس، 1984
پل عابر پیاده کابلروس، لیرادا، اسپانیا، 1984
پل بچ د رودا (فیلیپ دوم) بارسلون، اسپانیا، 1987-1984
پل عابر پیاده، فلدنوموس پارک و راید، فلونوموس، سوئیس، 1985
سیگنال ترافیک آوند یا دیگونال، بارسلون، اسپانیا، 1986
پل اکتبر، والنسیا، اسپانیا، 1988-1986
مدرسه موسیقی سنت گالن، سنت گالن، سوئیس، 86-1986
تئاتر تابورتلی، باسل، سوئیس، 1987-1986
رودگذر رینانئو، سالزبورگ، اسپانیا، 1986
BCE، گالری و میدان هریتیج، تورنتو، کانادا، 1992-1987
پل عابر پیاده کودری- مسلی- سرتیل-پاریس، فرانسه، 1988-1987
پارسل د تیرز- تیرز، فرانسه، 1987
پل پوندرا، پوندرا، اسپانیا، 1987
ایستگاه زیرزمینی باسرات، بیلبائو، اسپانیا،1987
پل آلمیلو و دره لاکارتوجا، سویل، اسپانیا، 1992-1987
خانه بوچین، ورن لینگن، سوئیس، 1996-1987
خانه بوچن، ورن لینگن، سوئیس، 1996-1987
خانه بوچن، ورن لینگن، سوئیس، 1987-1987
پل عابر پیاده ساسین، فلورانس، ا یتالیا، 1987
مرکز ورزشی پره بابل، ژنو، سوئیس، 1988
پل عابر پیاده لیمچ، زوریخ، ، 1988
پل لوستینیا، ماریدا، اسپانیا، 1991-1988
برج تلویزیون کولسرولا، تپه های کولسرلا، بزارسلونا، اسپانیا، 1988
پل وتیستین، باسل، سوئیس، 1988
پل جنتیل، پاریس، فرانسه، 1988
باغ- رستوران باچانزلی، استدهوسکوایی، رودخانه لیمات، زوریخ، سوئیس، 1988
مرکز سرویسی اورژانس، موسبرگراس، سنت گالن، سوئیس، 1999-1988
پل ماریافلورز، کوردوبا، اسپانیا، 1989
برج ارتباطات مونت جویک، مونت جویک هیلز، بارسلون، اسپانیا، 1992-1989
ایستگاه توقف قطار با همفکویی، زوریخ، سوئیس، 1989
پل عابر پیاده روس، فلولن، سوئیس، 1989
پاویلون کنسرت سوئیس بائو، مرکز نمایشگاه موبا، باسل، سوئیس، 1989-1988
ایستگاه اتوبوس وق طار بوهل، مارکپلاز، سنت گالن، سوئیس، 1966-1989
دانشگاه زوریخ، کتابخانه قانون، رای و زوریخ برگستر، زوریخ، سوئیس، 1989
خانه ی موری کلاستر الدایج، موری، سوئیس، 1989
ایستگاه قطار، فرودگاه لیون، سنت اگزپری، ساتولاس، لیون، فرانسه، 1994-1989
پاویلون معلق کنسرت 91 ch، دریاچه لوسرن، سوئیس، 1989
پل گران ویا، بارسلون، اسپانیا، 1989
پل نئوو آسسوآل پورتو داونداروا، اونداروا، اسپانیا، 1995-1989
پل عابر پیاده لادراسا، ریپول، اسپانیا، 1991-1989
پل عابر پیاده کامپوولنتین، بیلبائو، اسپانیا، 1997-1990
گالری اسپتالفیلدز، لندن، انگلستان، 1990
پل رودخانه شرقی لند، انگلستان، 1990
نئویوپونت سورلاوچیو، کورسیکا، فرانسه، 1990
تئاتر بلوارد کتسل، فریبورگ، سوئیس، 1990
فرودگاه سوندیکا، بیلبائو، اسپانیا، 2000-1990
تالار کنتسرت تنریف،سنتاکروز د تنریف، جزایر قناری، اسپانیا، 2003-1991
استادیوم فوتبال والنسیا، ریجیو کالابریا، ایتالیا، 1991
برج ا رتباطات والنسیا، والنسینا، اسپانیا، 1991
پاویلون کویت، نمایشگاه 92، سویل، اسپانیا، 1992-1991
استادیوم فوتبال سالئو، تاراگونا، اسپانیا، 1991
سیوداد د لاس آرتس دلاس سیناس، والنسیا، اسپانیا، 2000-1991
پل ماشین روی گراند پونت، لیل، فرانسه، 1991
پل آلامدار و ایستگاه زیرزمینی، والنسیا، 1995-1991
کلیسای جامع سنت جان، نیویورک، آمریکا، 1991
پل مدوک سوینگ، برودئوکس، فرانسه، 1991
پل کرونپرنیزن، برلین، آلمان، 1996-1991
ایستگاه راه آهن اسپاندئو، اسپاندئو، برلین، آلمان، 1991
پل قطار کلتراس، برلین، آلمان، 1991
پل اربروئوم، برلین، آلمان، 1996-1991
مجموعه ورزشی جان المپیک، برلین، آلمان،1992
پل عابر پیاده سولفرینو، پاریس، فرانسه، 1992
ایستگاه مدولار زیرزمینی لندن، لندن، انگلستان، 1992
مرکز نمایشگاه تنریف، سنتاکروز تنریف، جزایر قناری، 1995-1992
مرکز ریچ استیچ، برلین، آلمان، 1992
پل سریرا، والنسیا، اسپانیا، 1992
پل لیک، لوسرن، سوئیس، 1992
ماشین سایه، موزه هنر مدرن نیویورک، 1993-1992
مرکز شهری آلکنی، آلکنی، اسپانیا، 1995-1992
پل ارسوند، کپنهاک، دانمارک، 1993
پل ماشین روی ایل فالکن، سری، سوئیس، 1993
پل عابر پیاده ترینیتی، سالفورد، انگلستان، 1995-1993
پل گراندیلا، تنریف، اسپانیا، 1993
پل دلاراد، ژنو، سوئیس، 1993
برج ارتباطات آلینستا، اسپانیا، 1993
پل هاسپیتیال، مورسیا، اسپانیا، 199-1993
برج مراقبت سوندیکا، بیلبائو، اسپانیا، 1996-1993
پاویلون سوت پونیت، نیویورک، آمریکا، 1993
استادیوم هنر هیل، لندن، انگلستان، 1993
ایستگاه اورینت، لیسبون، پرتغال، 1998-1993
پل سنت پل، لندن، انگلستان، 1994
پل عابر پیاده مانریک، مورسیا، اسپانیا، 199-1994
پل عابر پیاده کوی پونیت، بریتسول، انگلستان، 1994
موزه هنر میلواکی، میلواکی، ویسکونسین، آمریکا، 2001-1994
مرکز نمایشگاه، فیگویی، ایتالیا، 1994
استادیوم فوتبال ورلدکاپ، مارسلی، فرانسه، 1995
پل عابر پیاده در خلیج تورتل، ردینگ، آمریکا، 2003-1995
سقف ایستگاه زوریخ، زوریخ، سوئیس، 1995
شهر کل لینار، کوالالامپور، مالزی، 1995
پل بندر پول، پوست مانت، انگلستان، 1995
پل عابر پیاده امبار کمنت رنسانس، بلفورد، انگلستان، 1995
پل ساندسوال، ساندسوال، سوئد، 1995
استادیوم فوتبال بیلبائو، بیلبائو، اسپانیا، 1995
کوارترپونت سول کانال گراند، ونیز، ایتالیا، 1996
استادیوم المپیک جدید، همربای واتر فرانت، استکهلم، سوئد، 1996
کلیسای سال 2000، رم، ایتالیا، 1996
میدان کلیسا، لس آنجلس، آمریکا، 1996
برج سنتی پونیت، لندن، انگلستان، 1996
پل عابر پیاده میمیکوگریگ، تورنتو، کانادا، 1998-1996
پالاسیود لاس آرتس، والنسیا، اسپاینا، 2004-1996
ایستگاه سرویس رست استوپ، ژنو، سوئیس، 1996
ایستگاه راه آن لیج گویلنیز، لیج، بلژیک، 1996
پل اروپا، اورلینز، فرانسه، 2000-1996
پورت دبارسلونا، بارسلون، اسپانیا، 1997
فرودگاه باراجاس، مادرید، اسپانیا، 1997
گالری پالزکلر، سنت گالن، سوئیس، 1999-1997
ایستگاه راه آهن پنسیلوانیا، نیویورک، آمریکا، 1998
پل عابر پیاده لیج، لیج، بلژیک، 2000-1998
پل فرودگاه تورنتو، سباستین، اسپانیا، 2001- 1998
پل ودال روجرز، دالاس، آمریکا، 2006-1998
پنت دلاموجر، بوینس، آیرس، آرژانتین، 2001-1998
پل خیابان مکن و بلک هال پلیس، دولبین، 2003-1998
ویلدبچ استرت، زوریخ، سوئیس، 1999
گالری هنر کودکران، واشینگتن، آمریکا، 199
ترنینگ تروسو، مالمو، سوئد، 2003-1999
پل های هوفدراپ، هلند، 2003-1991
تایمز کپسول، نیویورک، آمریکا، 1999
نو آ پونت سورب ا ریو کاوادو، بارسلوس، پرتغال، 199
پل عابر پیاده پیستویا، ایتالیا، 199
پل روئن، روئن، فرانسه، 199
کروزیه لوز، مانتری، مکزیک، 199
ایستگاه زاراگوزا، زاراگوزا، اسپانیا، 199
خانه مسکونی، فونیکس، آریزونا، آمریکا، 199
ایستگاه لوئن، سنت نیکلاس، بلژیک، 199
موزه ملی هنر رینا، مادرید، ایتالیا، 2000
پونت سول کراتی، کوسنتا، ایتالیا، 2000
پروژه کلیسای جامع اوکلند، اوکلند، کالیفرنیا، آمریکا، 2000
پارکنینگ خانه اپرا، زوریخ، سوئیس، 2000
فرودگاه دالاس فورت ورث: دالاس، آمریکا، 2000
بونیوستا جولاناس، اویدیو، اسپانیا، 2000
دانشگاه ریرسون پلی تکنیک، تورنتو، کانادا، 2000
دارسنا دل پورتو، مرکز شهری، تروجیا، اسپانیا، 2000
کرونهاوس، زوراسکاچ، سوئیس، 2000
استادیوم زوریخ، زوریخ، سوئیس، 2000
موزه مجسمه سازی SMU موئو، دالاس، آمریکا، 2000-2000
سیلاد دلاپروکلانا، والنسیا، اسپانیا، 2000
دانشگاه و تالار ورزشی، ماستریخ، هلند، 2000
موزه آمریکایی تاریخ ملی، نیویورک، 2001
توسعه پل پیاده روی کوین لندینگ، شیکاگو، آمریکا، 2001
استیج ستینگ لاس ترویاناس، والنسیا، اسپانیا، 2001-2001-
مجموعه ورزشی المپیک، آتن یونان، 2004-2001-
پل عابر پیاده آتن، یونان، 2004-2001
ایستگاه مترو و راه آهن نارازیوتسا، آتن، یونان، 2004-2001
خانه ای در قطر، قطر، 2001
پل ویتوریا، فلورانس، ایتالیا، 2002
اپراد سنت ماریا دلافیوره، فلورانس، ایتالیا، 2002
ریگو- امیلیا، بلوگنا، ایتالیا، 2002
استیج، ستینگ اکوبا، رم، ایتالیا، 2002
پل راه آهن لایت (LRT)، 2002
ارکستر سمفونیک آتلانتا، آتلانتا، آمریکا، 2002
نئواسترونا اود فیرونره، فلورانس، ایتالیا، 2002
گرین پونیت لندینگ، نیویورک، آمریکا، 2002
برج در منهتن، نیویورک، آمریکا، 2002
موزه عکس، دوحه، قطر، 2002
مرکز ترمینال جهانی تجاری، نیویورک، آمریکا، 2003
طبقه بندی: سانتیاگو کالاتراوا،
برچسب ها: معماری، سانتیاگو کالاتراوا، معماران بزرگ، معمار، معمار بزرگ، کالاتراوا، سانتیاگو، معمار اسپانیایی، جوایز کالاتراوا، زندگی نامه کالاتراوا، زندگی نامه معماران بزرگ، بیوگرافی کالاتراوا، معرفی آثار کالاتراوا، معرفی آثار کالاتراوا به ترتیب تاریخ،
.: Weblog Themes By Pichak :.
تبلیغات 